خانه » فرهنگی اجتماعی » مروری بر«جريان هاي شعري»مطرح در آمريكا

مروری بر«جريان هاي شعري»مطرح در آمريكا

*محمدحسن شاهنگی

 

به گزارش اقتصاد بانکی، برای آنکه بتوانیم  با ادبیات امریکا به درستی آشنا شویم، باید سری به رویکرد های شعر و ادبیات منظوم در این کشور بزنیم و موضوعات،سبک ها،دغدغه ها و قالب های آنها را بازشناسیم.شاخص ترین«جريان هاي شعري»در امريكا عبارت اند از شعر درون گرا(ذهن گرا)،شعر صدا، شعر مکان،شعر خانواده، شعر زیبایی ها،شعر معنوی،شعر طبیعت،شعر تاریخی،شعر طنز و شعر جهانی که در این فرصت به صورت فشرده کلیاتی در باره آنها گفته می شود.

 

۱-شعر درون گرا(ذهن گرا)

یکی از مهم ترین جریان های شعری در ایالات متحده،شعر درون گرا یا شعر ذهن گراست؛در این گونه شعری شعرايي همچون جان اشبری،و. س. مروین و یوری گراهام تلاش کرده اند تا با در پیش گرفتن گرایشات روانشناختی و متافیزیکی،۲عنصر مهم خودآگاهی و بیداری را به عنوان درون مایه آثار خود مطرح کنند.در این جریان شعری مخاطب قرار دادن خواننده به صورت مستقیم  و از طریق تک گویی بسیار متداول است ضمن این که شاعر می کوشد تا از تکنیک های محو شدگی استفاده حداکثری بنماید؛ به همین دلیل در این جریان شعری بکارگیری مجموعه واژگان ضمنی و کنایی به وفور به چشم می خورد.«هرچه زودتر جبران شده»،«رودخانه ی زنبور ها »۲ نمونه شعر شاخص در شعر درون گرا هستند.در این آثار گفت و گوی های درونی انسان با دنیای درونی اش به زبان شعر عرضه می شوند.شعر درون گرا عموما شعری گوشه نشین و انزوا طلب است و به طرح موضوعات اجتماعی رغبتی نشان نمی دهد. مثلاجان اشبری سروده است:

هنوز نمی‌توانم از تصویر

خودِ کوچک‌ام در آن توده‌ی گل بگریزم:

سرم میان فلوکسی شعله‌ور است

گویی قارچی بی‌رنگ و غول‌پیکر است.

نگاه خیره‌ی سختی داشتم كه همه چیز را

قبول می‌کرد،هیچ چیز را نمی‌پذیرفت.

 

 

۲-شعر صدا

در این جریان شعری در هم تنيدن تاريخ و زندگي،بسیار به چشم می خورد؛در واقع شعرایی مانند لوییز گلوک و… وام گرفتن مضامین شعري از اسطوره ها یا فرهنگ عامه را در دستور خود قرار می دهند.شعر معروف«زنبق وحشی»نمونه ای از شعر صداست؛در این شعر دو ویژگی مهم بهره گیری از الفاظ دراماتیک و استفاده از اشارات کمیک به چشم می خورد .شعر صدا اصولا جریانی است ابهام گرا و شعرای متعلق به آن معمولا از موضوعات غیر طبیعی و غیر عادی استفاده می کنند به همین دلیل در این جریان شعری تاكيد بر«من های درونی موهوم» یک اصل است.در این جریان شعری شعر به مثابه ابزاری است که شاعر در پناه آن به دنبال کشف گمشده های هویتی خویش است . به عنوان نمونه به شعري از لوییز گلوک توجه كنيد :

حالاست که باز می‌شود دید

توت‌های سرخ را در خاکستری کوهستان

و کوچ شبانه‌ی پرندگان را

در سیاهی آسمان.

غمگینم می‌کند این خیال:

آنها که مرده‌اند، نمی‌بینند

این چیزهای کوچک را

که ما بسته‌ایم به یکایکشان.

آنها غایبند.

چطور آرام بگیرد روح؟

به خود می‌گویم شاید

دیگر نیازی به این خوشی‌ها نباشد؛

شاید فقط نبودن، به سادگی کفایت کند

هرچند، سخت است تصورش.

 

 

۳-شعر مکان

در این جریان شعری مانند جریان شعری صدا باز هم عنصر تاریخ پر رنگ است؛ اما این بار برخلاف جریان شعر صدا تاریخ در کنار خاک قرار می گیرد نه زندگی.در حقیقت درون مايه اصلی شعر مکان،پيوند ناگسستني سرزمین و تاریخ است. در نظر گرفتن زمین و منظر به عنوان روح مکان،علاقه مندي به مضامين تمدن هاي بزرگ بشري(مصر،چين و…)،تصور تاريخ به عنوان«رمز بي پيام» و… جزیی از ویژگی های بنیادین این جریان شعری محسوب می شوند.يافتن منبع الهام شعري از مكان هاي خاص و عدم تاكيد بر توصیف صرف مناظر در میان غالب اشعار این جریان از جمله «مردگان آپالاچی» و «چیکا مائوگا» و در لابه لای کلام چارلز رایت یا  د. ه. لارنس محسوس است. چارلز رایت مي سرايد :

تاریخ، گذشته ی ما را چون میوه ای گندیده تلقی می کند.

نور پایان قرن در نیمه ی روز

که زیر درختان هلو چلوار پوش است.

ما را با انگشت در این جا نشان می دهد. ما را با انگشت این جا و این جا نشان می دهد.

شعر ، رمزیست که پیامی ندارد:

معنای نقاب در خودش نیست در چهره ای که پشت آن قرار دارد است،

مطلق، ممنوع الملاقات،

بی خانمان و سرگردان.

 

۴-شعر خانواده

در جریان شعری موسوم به جریان شعر خانواده،آنچه ملاک اصلی است پای بندی به بازنمایی روابط انسانی است.عنصر خانواده در این جریان شعری بیشتر نمودی اجتماعی و کلان داشته و ناظر به جامعه امریکایی است و کمتر به نهاد خانواده در معنای متعارف آن گرایش دارد.مجموعه اشعار شارون اولدز نمونه شاخص شعر خانواده است که در آن سوژه هایی چون مخالفت با نژاد پرستي،بيان رنج ها و فقر ها،پردازش جامعه و تحولات سنتی(قومی،بین المللی) و… مورد توجه قرار گرفته است.از حیث شکلی شارون اولدز، استفن دان و… از ادبیات مشرق زمین الهامات زیادی گرفته اند؛پای بندی بيان اشعار به شیوه اعتراف و نیز الهام از فرم های پرجذبه ی اشعار خاور میانه در این زمینه قابل ذکر است. لی ورو شاعر امريكايي  گفته است:

موطنم محو شد، تابعیت خود را گرفتم،

همبسته با سنگ های زمین، من

بدون پناه و یاری از تاریخ، وارد می شوم،

به روز های بدون روز ، در زمینم که زمینی نیست

دوباره وارد می شوم

به شهری که در آن ترا دوست دارم.

و باور نمی کردم که تعدد

رؤیا ها و واژه ها پوچ باشد.

 

 

۵-شعر زیبایی ها

در جریان شعر زیبایی ها باز یافتن میراث آمریکاییان بومی یک کلید واژه است؛ این جریان شعری به دلیل برخورداری از  مضامین آزادی؛ برابری و نوع دوستی برای همه طبقات اجتماعی چندان به مذاق سیاستمداران امریکایی خوش نمی آید و آثار متعلق به این جریان بیشترین سانسور را در فضای این کشور داشته اند. در این جریان کسانی مثل جوی هارجو و هنری کول با خلق اشعار معروفی مانند سرچشمه،هنوز زندگی با صدف ها و لیمو و… تلاش داشته اند تأملات فلسفی گذار از مدرنيسم را در آثارشان دنبال کنند.تاكيد بر استفاده از صور خیال و عدم توقف بر جنبه هاي تزييني شعر ۲ ویژگی مهم اشعار ذیل این جریان شعری است.شعر زیبایی ها مشابهت های زیادی با شعر نیمایی در کشورمان دارد؛ این جریان شعری قائل به  اولویت محتوا بر شکل و قالب است و به همین دلیل قوانین شعری متداول را چندان در اشعار خود مراعات نمی کند . هنری کول گفته است:

پدران ما چه كساني بودند

مادران ما چه كساني بودند

آيا غير از مشتي رنگين پوست ما را به اين دنيا آوردند؟

چرا امروز باتوم افسران پليس ما بر فرق ويكتور سياه پوست اصابت مي كند ؟

چراغ راهنمايي هم سفيد نيست

همه دنيا سفيد نيست

 

۶-شعر معنوی

علاقه مندي به ترجمه اشعار عرفاني ساير ملل از جمله  اشعار مولوي در امریکا باعث شد تا جریان شعری مستقلی موسوم به جریان شعر معنوی در این کشور پا بگیرد؛البته این جریان شعری در ادامه انحرافات زیادی را تجربه کرد و تبلیغ مکتب ذن،تاثير پذيري ازسوررئالیسم آمریکای لاتین،گرايش به بوداییسم را در کارنامه خود حک نمود.شعار اصلی این جریان اصلی «بیداری معنوی» است این شعار را می توان در کتاب های شعر نمک پاشیدن برراه،نه دروازه ورود به ذهنیت شعر و… در زبان شعری ازگاری اسنایدر،آرتور زی و… درک کرد.  مثلا اسنایدر شعري به اين شكل دارد :

ارامش مي خواهم  نه در كليسا و نه پاي قصه هاي مادر بزرگ

من به دنبال خيالي هستم كه آرامم كند

درست مانند يك روياي نيمه شب در چله تابستان

چقدر روحم بي تاب است

بي تاب جرعه اي حيات

 

۷-شعر طبیعت

تکریم طبیعت در جریان شعری شعر طبیعت در کانون توجه قراردارد؛مری اولیور،پاتیان راجرز و برخی شعرای دیگر بر آن شده اند تا ورود تاريخ طبيعي به شعر،توجه به گیاهان و جانوران آمریکا و مضامين بوم شناختی را به صورت جدی و متعددی در شعر و ادبیات امریکا وارد کنندکافی است به عناوین برخی از کتب شعری متعلق به این جریان شعری توجه کنیم:کاج سفید،مار سیاه و…در شعر طبیعت ۲ویژگی پای ثابت همه اشعار است اول استفاده از الفاظ ساده و قابل فهم و دوم توصيف  امور ساده و فراتجربی زندگی.  مثلا مری اولیور اين سروده را در كارنامه خود دارد :

هنگامی که مار سیاهرنگ

ناگهان بر جاده ی صبح ظاهر شد،

و اتومبیل موفق نشد منحرف گردد-

مرگ، این طور است که واقع می شود.

اکنون او چنبره زده و بی حاصل افتاده

مثل لاستیک کهنه ی یک دوچرخه.

اتومبیل را متوقف می کنم

و او را به میان بوته ها می برم.

 

۸-شعر طنز

در جریان شعر طنز مضامینی بر گرفته از زندگی هر روزی به عنوان درون مایه خودنمایی می کند چارلز سیمیک، بیلی کالینز و برخی شعرای دیگر معتقدند که زبان شعري باید نزديك  به نثر و محاوره باشد و اساسا شعر  مقوله ای است دنيايي و اين جهاني و بي ارتباط با عالم معنويت. مبالغه و گزاف گویی و توصيف  وقایع غیر منتظره که موجب انواع شوخ طبعی ها ست در این جریان شعری ملموس است.کتاب«به تنهایی دریا نوردی کردن به دور اتاق» نمونه ای برای شعر طنز محسوب می شود.شعر طنز  تمایلی به طرح موضوعات جدی و عمیق ندارد و به همین دلیل متوقف به خنده های مقطعی می شود و بعضا سر از لودگی در می آورد. چارلز سیمیک گفته است :

چقدر چندش آور است كه گوسفند علف مي خورد

ما گوسفند مي خوريم

و علف خواري هم بر افتخاراتمان افزوده شده است

چطور است خودمان طعم علف را مزمزه كنيم !

 

 

۹-شعر تاریخی

وطن پرستي و ملي گرايي ۲محور اصلی شعر تاریخی هستند.در شعر تاریخی تلفيق تاريخ سياسي اجتماعي با تجربیات  و زندگي شخصي مورد توجه شاعر است و ساختار محاوره ای،تجربه گرا و بلند پروازانه در دستور کار قرار دارد. رابرت پینسکی و مایکل هارپر در قالب آثاری مانند چرخ نقش دار  از این مولفه ها  تبعیت کرده اند .شعر تاریخی به شهر درباری در امریکا نیز شهره است؛این جریان شعری در برخی فراز های تاریخی این کشور مانند جنگ با ویتنام و یا ژاپن با حمایت های دولتی پشت سر خود به یک باره فضای شعری امریکا را در اختیار گرفته و تا به امروز سهم قابل توجهی از تولیدات شعری این کشور را به خود اختصاص داده است . به عنوان نمونه رابرت پینسکی سروده است :

ما با دلار زنده ايم

دلار هاييي كه خوش آب و رنگ اند و  بد جوري تو را به زندگي اميد وار مي كنند

دلار را بايد از دهان شير درآورد

شير هاي آفريقايي دو پا

اين رسم روزگار است

هركه قوي تر است او بايد بماند

 

 

۱۰-شعر جهانی

یکی دیگر از جریان های شعری در امریکا شعر جهانی است؛ این جریان شعری تحت تأثیر دید ناتورالیستی شکل گرفته و در گیر با اتفاقات ساده روزمره می باشد.از حیث فرمیک شعر جهانی بسيار شبيه به نثر ، حاوی پيام هاي گنگ و دو پهلو و بداهه گويانه است.شعر جهانی در آثار ریچارد هوگو،یوسف کومونیاکا مانند شعر«یادداشت های آبی»رنگ و بوی ساختار شکنانه دارد و از تعدد موضوع و سوژه برخوردار است.شعر جهانی شعری است که در آن بعضا می توان رویکرد های مخالف با سیاست های مداخله جویانه امریکا در دیگر کشور های جهان را با ادبیات کنایه آمیز نیز مشاهده کرد . ریچارد هوگو گفته است :

بله درست است كه بايد به همسايه ها سري بزنيم

اما نه با تانك و گلوله

بايد به احوالپرسي ساده اكتفا كنيم

نبايد زياد سر و صدا راه بياندازيم

خانه ما براي ما خانه ديگران براي خودشان

 

پیام بگذارید