خانه » فرهنگی اجتماعی » کتاب یا علی دستم بگیر، روایت یک معجزه

کتاب یا علی دستم بگیر، روایت یک معجزه

هما بهروزی هنرمند توانای کشور گفت:  به نظرمن زندگی همیشه در جریان است. شعاری دارم با عنوان درختان ایستاده می‌میرند.

 

 

به روایت قلم خبرنگار اقتصاد بانکی: به چهره‌اش که دقیق شدم، با اینکه دست به عصا بود اما در چشمانش زندگی موج می‌زد. حسی من را به سویش می‌کشید، نزدیک شدم و کنجکاوانه از نام و نشانش پرسیدم، با بیانی رسا و شیوا گفت: هما بهروزی نکو هستم، ۴۷ ساله و متخلص به بی قلم.

وقتی از تخلص گفت، با خودم گفتم حتما شاعر و نویسنده است. با اشتیاق گفتم کتاب هم نوشته اید؟ با مهربانی در جوابم گفت: بله، یازده جلد کتاب چاپ شده دارم و کتاب دوازدهم هم در حال چاپ است. موضوع کتاب بعدیم یک رمان است به نام دوباره زندگی، بعد از بلند شدنم از جا و یک کتاب دیگربه نام یا علی دستم بگیر، که بعد از دست گرفتن آقا علی بن ابی طالب که دستم را گرفتند و از جا بلند شدم.

به جمله از جا بلند شدن که رسید میخواستم بین صحبتش بپرسم بیماری تان چیست که خودش انگار سوالم را از چشمم خوانده بود، جواب داد: حدود هشت سال است که به بیماری دیابت مبتلا هستم. چندین بار شیمی درمانی شدم، در پی آن بیماری هموفیلی گرفتم و سپس به بیماری لوپوس مبتلا شدم. در حال حاضر عصا به دست هستم. جناب آقای مهندس مجد، رئیس تالاسمی استان البرز من را به عنوان سفیر بیماران تالاسمی البرز انتخاب کردند و لوح گرفتم.

راز مقاومت و ایستادگیش را که پرسیدم با صدایی محکم گفت: به نظرمن زندگی همیشه در جریان است. شعاری دارم با عنوان درختان ایستاده می‌میرند. به بیماران تالاسمی و هموفیلی و غیره می‌گویم بیماری آدم را از پا نمی‌اندازد، شقایق زنده است، شما هم از جا بلند شوید، چه روی ویلچر، چه با واکر و یا با عصا هستید. بگذارید مردم شما را ببینند. اگرچه قلبتان کوچک است اما طوری دستانتان را باز کنید که مردم در آغوش شما جا شوند. من در کنار دوستانم که با وجود بیماری ایستاده اند، در کنارشان شب و روز را به قشنگی می‌گذرانم و اگر نباشند فکر می‌کنم من هم نیستم.

از این سفیر بیماران تالاسمی البرز خواستم به نسل جوان توصیه‌ای کند و او این جملات زیبا را به نسل جوان تقدیم کرد: به نسل جوان توصیه می‌کنم دنبال کار حلال باشند، به هنر بها بدهند و برای هنر ارزش قائل شوند. در کنار خانواده شان باشند و زندگی را دوست داشته باشند. اگر تشکیل خانواده می‌دهند تا آخر کنار همسرشان بمانند و وسط راه همسرشان را به دلیل بیماری رها نکنند.

در آخر وقتی از آرزوهایش پرسیدم با نگاهی امیدوار در حالی که آینده در چشمانش می‌درخشید گفت: قشنگ ترین آرزوهایم این است که در سایه مادرم زندگی کنم، پسرم که کشتی می‌گیرد به همه آرزوهایش برسد، برای همه به خصوص دوستان خوبم و نرگس عزیزم آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم هرچه از خدا می‌خواهد به او بدهد و زیر سایه مرتضی علی باشد. در آخر دستان مادرم را از همینجا می‌بوسم که لحظه به لحظه کنارم است و من را همراهی می‌کند.

و با گفتن یا علی جمله اش را تمام کرد.

 

 

 

پیام بگذارید